اردیبهشت امسال که بیاد شعر "کوچه" که حدس می زنم اکثراً خوندیمش و شنیدیمش و حس کردیمش و خلاصه کلی ازش حظّ اثر! بردیم پنجاه ساله خواهد شد.این شعر لطیف اردیبشهت ماه سال 1339 توسط مرحوم فریدون مشیری سروده و بسیار مورد اقبال واقع گردید تا جایی که از این اثر، ترانه های زیادی با سبک های متفاوت از سنتی تا کوچه بازاری تا پاپ اجرا شده.
یاد فریدون مشیری فقید گرامی باد.
کوچه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید ،عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو به من گفتی :
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم :
حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پیش تو؟
هرگز نتوانم!
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم، نه گسستم
باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم…!
اشکی ازشاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید،
یادم آید که از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
نظرات اخیر
4 روز 9 ساعت قبل
4 روز 10 ساعت قبل
1 هفته 5 روز قبل
2 هفته 1 روز قبل
2 هفته 2 روز قبل
2 هفته 2 روز قبل
2 هفته 3 روز قبل
7 هفته 2 روز قبل
8 هفته 1 روز قبل
8 هفته 2 روز قبل