خسته ام
خیلی دوس دارم که خیلی بخوابم، آخه میخوام فرار کنم اما چون توی بیداری جراتش رو ندارم دوس دارم بخوابم و توی خوابهام فرار کنم.
برم یه جایی که خیلی چیزا رو نبینم
نبینم... نبینم.... نبینم که چه بلاهایی سرم اومده
کی این کارا رو کرده؟ من؟ من؟ من؟
آره داره یه چیزایی یادم میاد....
خودم بودم
اون موقع که بقیه رو جلوی چشمام تحقیر کردن و نشستم، اون موقع که از شکم گشنه خیلی ها زدند و بردند و چون سیر بودم نشستم اون موقع که سر خیلی ها رو افکنده دیدم و سرم رو بالا گرفتم اون موقع هایی که امید خیلی ها رو نا امید دیدم و فقط سرم رو تکون دادم اون موقعی که می تونستم داد بزنم و بگم که منم می فهمم اون موقعی که می تونستم بدوم و برسم و یه کاری کنم...
حالا چه کار کنم؟
خوابم میاد.............
نظرات اخیر
4 روز 9 ساعت قبل
4 روز 10 ساعت قبل
1 هفته 5 روز قبل
2 هفته 1 روز قبل
2 هفته 2 روز قبل
2 هفته 2 روز قبل
2 هفته 3 روز قبل
7 هفته 2 روز قبل
8 هفته 1 روز قبل
8 هفته 2 روز قبل